دکتر عبدالجلیل کلانتر هرمزی، فوق تخصص جراحی پلاستیک
دکتر کلانتر هرمزی:
من برای بیمارانم صدقه میدهم
مرضیه سعادت
گاهی پزشکها هم اشتباه میکنند و دکتر عبدالجلیل کلانترهرمزی فوق تخصص جراحی زیبایی و پلاستیک این اشتباه خود را مربوط به سالهای دور میداند وقتی هنوز تصور میکرد هر بینی بزرگی نیاز به جراحی دارد و وقتی «بینی بسیار بزرگ» یکی از مراجعهکنندگان به مطبش را دید بلافاصله از او در مورد نیازش به جراحی سوال کرد درحالیکه مراجعه کننده برای مسئله دیگری به مطب او آمده بود. شاید اگر خاطره دکتر کلانتر هرمزی را بخوانید، برایتان جالب و حتی خنده دار به نظر برسد اما این ماجرا برای او تجربهای همیشگی برای ادامه کارش شد.
دکتر عبدالجلیل کلانترهرمزی متولد سال ۱۳۳۷ از شهرستان رامهرمز استان خوزستان، پزشکی عمومی وجراحی عمومی خود را از دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی اهواز و فوق تخصص جراحی پلاستیک را از دانشگاه علوم پزشکی ایران دریافت کرد. دورههای تکمیلی جراحی جمجمه، فک و صورت در انگلستان، جراحی جمجمه، فک و صورت در فرانسه، جراحی فک و صورت در آلمان و فرصت مطالعاتی جراحی پلاستیک جمجمه فک و صورت را در دانشگاه Yale امریکا گذرانده.
دکتر کلانترهرمزی علاوه بر هزاران جراحی پلاستیک و زیبایی که انجام داده است یکی از مهمترین کارهایش سفر به مناطق محروم کشور و شناسایی بیماران نیازمند به جراحیهای پلاستیک و زیبایی است. او ماه گذشته همراه تیم تخصصی ۱۲ نفریاش به روستای «گاودانه» رفت. همان روستایی که تعداد زیادی از ساکنانش برای رد شدن از رودخانه سوار تلهکابین «گرگر» میشدند. انگشت خیلی از مردم لای سیم تلهکابین دستساز گیر کرده و قطع شده بود. دکتر کلانتر هرمزی در سفر به این روستا دست اهالی را جراحی کرد.
مدتی قبل نیز به روستای محمودآباد مازندران رفت و ۳۵ فرد مبتلا به ناهنجاری مادرزادی شکاف صورت را شناسایی و درمان کرد. به گفته خودش این راه هنوز برای او ادامه دارد چون خود را تنها یک پزشک میداند.
دکتر کلانتر هرمزی گفتوگویی صمیمانه با سینانیوز داشته که در ادامه آن را میخوانید.
ایده
من برای جراحیهای خاص خود صدقه میگذارم و دعا میکنم. زیراکه به قول مولانا «ما برای وصل کردن آمدیم
نی برای فصل کردن آمدیم»
سفر به مناطق محروم آن هم با تیم پزشکی تخصصی از کجا سرچشمه گرفت؟
اصل این ایده باز میگردد به سالهای دفاع مقدس و زمانی که در بیمارستانهای پشت جبهه و یا در جبهه فعالیت میکردم. من قسمتی از دوران دانشجویی و تمام دوران تخصص خود یعنی به مدت ۸ سال در مناطق جنگی بودم و دربیمارستانهای گلستان و امام خمینی اهواز فعالیت میکردم. در آن زمان پزشکان و جراحان زیادی به صورت اعزامی به مناطق جنگی میآمدند، این پزشکان در فواصلی که جنگ آرامتر بود و درگیر رزمندهها نبودند به روستاهای اطراف و محروم رفته و به درمان بیماریها و انجام جراحیهای مختلف در این مناطق میپرداختند. اگرچه این کار برای پزشکان به عنوان طرح یک ماهه جنگی سخت بود اما برای ما به عنوان دستیار خیلی خوب بود. تصور کنید به جای دیدن چند جراحی ساده در مطب پزشکان ما به عنوان دستیار پزشک جراح در این مدت کوتاه شاید تا حدود ۱۲ عمل جراحی را میدیدیم. بعدها دیدم این روش بسیار متفاوت است و این سفرهای علمی نه تنها برای پزشکان و مردم بلکه برای همه مفید است. از آن سالها خیلی میگذرد و من در تمام این سالها تخصص، فوق تخصص و دکتری خود را نیز گرفتم و بعد هم به عنوان استاد در دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی مشغول به کار شدم اما باز وقتی میدیدم بیشتر مراجعان ما از مناطق محروم هستند تصمیم گرفتم با دوره جنگ شبیه سازی کنم اما نه به تنهایی بلکه با یک تیم و به درخواست پزشکان دیگر تصمیم به این سفرها گرفتم.
چطور این روستاها و افراد را شناسایی میکردید؟
از طریق مراجعه بیماران به مطب که مشخص میشد از چه قشری هستند. به طبع اولین جایی که تصمیم به رفتن به آنجا گرفتم منطقهای بود که به آن آشنا باشم و چون خوزستانی و رامهرمزی هستم و با پزشکان و مردم آن منطقه آشنایی دارم اولین سفرم را با این شهر آغاز کردم.
در این سفرها برای عمل جراحی پلاستیک و زیبایی نیز به شما مراجعه میکردند؟
فراوان، اما ما در سفرها عمل جراحی زیبایی انجام نمیدادیم.
وقتی میگفتید این کا را برایشان انجام نمیدهید ناراحت نمیشدند؟
به هرحال وقتی مثلا ۵۰ نفر مراجعه کننده برای جراحی زیبایی خود را بین سیل بیماران با ناهنجاریهای مادرزادی شکاف لب و صورت میدیدند دیگر جرأت نمیکردند مسئله جراحی خود را مطرح کنند،
سفر به مناطق محروم برای شناسایی و درمان بیماران نیازمند
البته در صورت خواست خود ما به آنها مشاوره برای جراحی زیبایی میدادیم اما جراحی زیبایی انجام نمیدادیم. اولویت من در این سفرها درمان بیماریهاست، افراد محروم، کودکان روستایی مانند پسر بچهای که برای شکاف لب به مدرسه نرفته و در میان دوستانش مورد تمسخر قرار گرفته است، یا یک پسر روستایی در کهکیلویه و بویراحمد که شکاف لب داشت و اصلا پزشکی آن را ندیده یا امکان درمان رایگان وی را نداشتهاند، همه این عوامل باعث میشود تا افراد محروم در این سفرها اولویت کار ما باشند.
شما جراحی زیبایی نیز انجام میدهید؟
بله، در تهران جراحیهای زیبایی فراوانی انجام دادهام و هنوز هم ادامه دارد.
دکتر تا به حال کسی از بیمارانتان حین عمل جراحی فوت کرده است؟
به لطف خدا تا الان مریض فوتی نداشتم، البته هر جراحی میتواند خطر داشته باشد اما امروزه جراحی بینی جزء کم خطرترین عمل هاست چون این عمل روی افراد سالم انجام میشود و همه آزمایشها را پیش از جراحی بر روی فرد انجام میدهیم. فردی را انتخاب میکنیم که سالم باشد. متأسفانه بیشتر عوارض این جراحی و مشکلات بعد از عمل به دلیل انتخاب نامناسب بیمار، انتخاب نامناسب روشهای جراحی و جراحی به دست فردی که تخصص ندارد، اتفاق میافتد.
هیچ وقت به مرگ مریضتان فکر کردهاید؟
خیر، هرگز یک پزشک در زمان جراحی به مرگ بیمار فکر نمیکند.
اگر یک روز این اتفاق بیافتد، فکر میکنید چه عکس العملی نشان دهید، بیشتر میترسید یا متأسف میشوید؟
فاجعه است.حتی بیمار سرطانی را نمیتوانم ببینم که میمیرد، اصلا بحث ترس نیست خدا نکند برای کسی پیش بیاید لکه پررنگی است که برای همیشه روی قلب دکتر میماند. من برای جراحیهای خاص خود نیز صدقه میگذارم و دعا میکنم. زیراکه به قول مولانا «ما برای وصل کردن آمدیم نی برای فصل کردن آمدیم»
دکتر هیچ وقت به فکر جراحی زیبایی خودتان هم افتادهاید؟
خیر هیچ وقت؛ من فرصت فکر کردن به جراحی خودم را ندارم در زندگی شخصیم این فراغت را حاصل نکردم که بگویم حالا خودم چی! من معتقدم آن وقتی که صرف خودم میکنم را میتوانم صرف ۲۰ بیمار دیگر بکنم.
یعنی هیچ وقت به خودتان فکر نمیکنید؟
هرگز، مگر اینکه گناهانم را پاک کنم.
دکتر
بسیاری از افراد هستند که از داشتن بینیهای بزرگ برچهره خود راضی هستند، بسیاری از بینیهای بزرگ به صورت فرد میآیند و بسیاری افراد با بینیهای بزرگ دکتر، مهندس و تاجر شدهاند. یک پزشک حق ندارد عملی را به شخصی پیشنهاد کند مگر اینکه در جهت سلامت وی باشد و یا اینکه فرد از پزشک بخواهد
با توجه به صحبتهایی که کردید تا به حال بیش از ۴۰ هزار نفر را مورد جراحی قرار دادید از آن موقع تا به امروز آیا جراحی کردن برای شما تغییر کرده است؟
وقتی آدم یک جاده را ۱۰۰ بار با ماشین برود برای ۱۰۲ دومین بار چشم بسته میرود. جراحی برای من زندگی است و اینگونه نیست که بگویم باز هم کار، باز هم عمل. جراحی برای من زندگی روزمره است، آنقدر که وقتی جراحی انجام نمیدهم بیمار میشوم.
اگر دیگر به سنی برسید که نتوانید جراحی انجام دهید آن وقت چه؟
حتما غصه خواهم خورد اما تصور میکنم اگر روزی جراحی انجام ندهم، مینویسم.
هیچ وقت خودتان به کسی پیشنهاد میکنید جراحی کند؟
هرگز، امکان ندارد حتی وقتی مراجعه کنندهای برای جراحی بینی نزد من آمده و من هم میدانم که برای عمل بینیاش نشسته، باز هم به او نمیگویم برای عمل زیبایی بینی آمدهای بلکه اجازه میدهم این را خود فرد بگوید. چون این اشتباه را ۲۰ سال پیش کردم و خانمی با بینی بسیار بزرگی به مطب من آمد، من وقتی ایشان را دیدم گفتم برای جراحی زیبایی بینی آمدهاید، و در کمال ناباوری آن خانم از من پرسید، «مگر بینی من مشکلی دارد!» او گفت مگر بینی من بزرگ است، منظورتان این است که زشت است، اصلا مگر بینی را هم عمل میکنند! من در نهایت به او گفتم که شوخی کردم و پرسیدم برای چه به مطب آمده است! او نقطهای از ساق پایش که خال کوچکی هم بر روی آن بود به من نشان داد و گفت: «میخواستم این خال را نشان دهم و ببینم آیا سرطانی نیست و...»
من آنجا فهمیدم چقدر اشتباه کردهام و بسیاری از بینیهای بزرگ وجود دارد که نیازی به جراحی ندارد، بسیاری از افراد هستند که از داشتن بینیهای بزرگ برچهره خود راضی هستند، بسیاری از بینیهای بزرگ به صورت فرد میآیند و بسیاری افراد با بینیهای بزرگ دکتر، مهندس و تاجر شدهاند. یک پزشک حق ندارد عملی را به شخصی پیشنهاد کند مگر اینکه در جهت سلامت وی باشد و یا اینکه فرد از پزشک بخواهد.
اگر خانواده یا نزدیکانتان از شما بخواهند بینیشان را عمل کنید این کار را انجام میدهید؟
بله، هر عمل جراحی نیاز به یک داوطلب و یک جراح دارد. من هر کسی که این جراحی را بخواهد حتی اگر فرزندم باشد یا یکی از اقوامم و یا هموطنم، برایش انجام میدهم.
/ص